صرف و نحو زندگی
جملههایِ سادهی نسیم و آب و جویبار
فعلِ لازمِ نفس کشیدن گیاه
اسم جامدِ ستاره،سنگ
اشتقاقِ برگ از درخت
و آنچه زین قِبَل سؤالهاست؛
در برِ ادیب دهر و مکتب حقایقش
بیش و کم شنیدهایم و خواندهایم
نکتههایی آشناست.
لیک هیچکس به ما نگفت
مرجعِ ضمیرِ زندگی کجاست؟
محمد رضا شفیعی کدکنی
دفتر شعر ستارهی دنباله دار- نشر سخن
نخستین مطلب وبلاگ « همسایهها » را به روان نویسندهی محبوبم احمد محمود تقدیم میکنم.انسان بزرگی که هرچند فرصتی دست نداد تا از نزدیک با او دیداری داشته باشم(واین حسرت همواره با من خواهد بود)،اما بخشی از آموختههایم در باب ادبیات و بهویژه ادبیات داستانی را مدیون او و آثار ارزشمندش هستم.نام این وبلاگ نیز برگرفته از رمان جاودانهی اوست.روحش شاد و یادش گرامی.

داستان همسایههای یک شهر
حاشیهای بر دو رمان «همسایهها» و« داستان یک شهر»
ادبیات و بهویژه ادبیات متعهد امانتدار مطمئنی برای حوادث و رخدادهای اجتماعی،سیاسی و تاریخی است.سندی است برای مراجعهی آیندگان تا دست به قضاوت بزنند و فارغ ازاعمال نظرهای جانبی نتیجه گیری خودشان را داشته باشند،اما در این میان بیطرف بودن نویسنده و عدم دخالت افکار و آراء شخصی از جانب او و نیز رعایت اصول ادبی شروط اصلی و اساسی چنین فرآیندی هستند و بیتردیدآثار احمد محمود این خصوصیات را دارا میباشند. نام احمد محمود برای اهالی پیگیر ادبیات نام آشنایی است.کمتر کسی پیدا می شود که اهل ادبیات باشد و خالق« همسایهها » رانشناسد. با مراجعه به سابقهی نویسندگی محمود مشخص میشود که کارش را با داستان کوتاه آغاز کرده است، اما راز ماندگاری شهرتش در ادبیات داستانی ایران را بیتردید در رمانهایش باید جست. پنج رمان که هر کدام بازتاب دوره های مختلفی از تاریخ معاصر هستند که خود نویسنده تجربه کرده است. ملی شدن صنعت نفت، کودتای 28 مرداد و جنگ، بستر اصلی معروفترین رمانهایش یعنی همسایهها، داستان یک شهر و زمین سوخته را تشکیل میدهند و در این میان « همسایهها» بیگمان جایگاه ویژهای دارد.« همسایهها » نقطهی عطفی در کارنامهی محمود از یکسو و رمان نویسی سیاسی- اجتماعی در ایران از سوی دیگر است.محمود با این رمان الگویی موفق برای سیاسی نوشتن بهدست میدهد. . اساسا" سیاست و حواشی پیرامون آن در آثار محمود جایگاه مهمی دارد، امری که خود در جوانی به سبب آن چندین سال زندان و شکنجه را تحمل میکند، اما نکتهای که در این میان نباید از نظر دور داشت این است که سیاست در داستانها و رمانهای محمود، پیوندی انکار ناپذیر با زندگی دارد. در حقیقت سیاسی نوشتن ِ محمود، انتزاعی و منفصل از زندگی روزمرهی مردم کوچه و بازار نیست. در رمان « همسایهها» که بازگو کنندهی جریانها و مبارزات منتهی به ملی شدن صنعت نفت است. شخصیت اصلی رمان(خالد) ابتدا نوجوانی بیهدف و بیکاره است که چیزی ازسیاست نمیفهمد، اما پس از آشنایی تصادفی با یک گروه مبارز دچار تحول شخصیتی میشود و به صف مبارزان میپیوندد. در این میان دگرگونی شخصیتی خالد به یک باره اتفاق نمیافتد، بلکه مرحله به مرحله و تدریجی و با دقیق شدن در زندگی خود و اطرافیانش که شرح دقیقی از آن در کتاب آمده رخ میدهد. خالد در « همسایه ها » نوجوان و دربردارندهی کلیه ویژگیهای سنی شخصیتی است که به تازگی به مرحله بلوغ جسمانی رسیده و از لحاظ جنبههای اخلاقی و اجتماعی نیز در حال پوست انداختن است. دگرگونی وضعیت فردی او همزمان با بیداری جامعه و رشد آگاهیهای مردم در درک فضای مستبدانهی نظام داخلی و وضعیت استعماری و چپاول گرانه استعمار پیر است. بدین ترتیب خالد حرکت خود را قدم به قدم با جامعه می آغازد، با مصادیق انحطاط سیاسی و غارت های اقتصادی آشنا میشود و به اندازه ای خود را به امواج آرمان گرایی و مبارزه با ناراستیها و خیانتها میسپارد که در جدال میان عشق (عاطفه و غریزه) و تعهد (آرمان و سیاست) مردد می ماند و دست آخر سر از زندانهای رژیم دیکتاتوری درمیآورد. بستر شکلگیری حوادث در اینجا نیز همچون دیگر آثار نویسنده جنوب است.جنوب محروم،زجر کشیده و فقیر.جنوبی که منابع عظیم نفت را در خود جای داده و در عین حال از آن بی نصیب است وحالا مردم خسته و به تنگ آمده حق خود را طلب میکنند:
« ...حرف راننده گل انداخته است.از نفت حرف میزند و از انگلیسیها که غارتش میکنند.این روزها حرف همه کس همین است
- ...تنها علاجش اینه که ملی بشه...
بچههای مدرسه هم همینرا میگویند.کاسب بازاری هم همینرا میگوید.»
توصیفات و تصویرهایی که نویسنده از وضع زندگی مردم بهدست میدهد به خوبی دلایل این بیداری را تشریح میکند.همگام باتلاشهای مردم کوچه و بازار، مبارزات گروههای مبارز و تحصیلکرده با تمام معایب و محاسنی که دارند نیز به تصویر کشیده میشود.خالد که در پی آشنایی با یکی از این گروهها به هیئت یک مبارز آگاه در آمده به زندان میافتاد و در آنجا رهبری شورشها را به عهده میگیرد.رئالیسم کاونده و منتقدانهی محمود در رمان« همسایهها » شرایطی را فراهم میکند تا مخاطب از پس سالیان درازی که از ملی شدن صنعت نفت میگذرد بتواند به بخشی از دلایل این رخداد پی ببرد و البته قبل از آن از خواندن یک اثر ادبی بزرگ و قوی نیز لذت برده باشد.
محمود در دومین رمان خود یعنی« داستان یک شهر » سرنوشت خالد را در دوران تبعید دنبال میکند.خالد که در پایان رمان « همسایهها » از زندان به خدمت سربازی فرستاده شده،بهدلیل فعالیتهای سیاسی به بندر لنگه تبعید میشود.سرنوشتی که خود نویسنده در عالم واقع به آن دچار شده بود و جان مایهی« داستان یک شهر» به نوعی بر گرفته از تجربیات خود نویسنده است.زمان وقوع حوادث رمان پس از کودتای 28 مرداد است و در حقیقت« داستان یک شهر» بازتاب دهندهی سکون و رخوت حاصل از شکست یک آرمان جمعی، در دوران پس از کودتا است. در اینجا نیز پیوند زندگی و سیاست همچون همسایهها به وضوح دیده میشود. در روایت سیلان ذهن گونهی داستان، زندگی سیاسی خالد پیش ازتبعید به بندر لنگه وزندگی کسالت بارش پس از تبعید و روابطش با مردم آنجا، به موازات هم روایت میشود. « داستان یک شهر» تصویری زنده، دیدنی و قابل لمس از دوره ای از تاریخ پررمز و راز و سرشار از تیرگی و مرگ زدگی کشور در سالهای اختناق است که گوشههایی ناپیدا و سرگذشت هایی دردناک از یک برهه سخت تاریخی در ایران را به نقش درآورده است. محمود در این رمان مفهوم شکست را آنچنان زیبا تصویر میکند که خواننده در تناقض میان زیبایی و لطافت طبع اثر و تلخی طعم داستان آن، محو زیبایی روایت و زبان واقع گرا و پرجزئیات آن شده و طعم تلخ واقعیت را در خوانش قصه هضم، جذب و سپس دفع می کند. این رمان را می توان محصول بی واسطه و بی گفتگوی رنجها و آلام نسلی آرمان خواه و پرخروش توصیف کرد که در بحبوحه سرخوشیها و مباهات ناشی از فهم " ملی بودن " و " خود شدن " به یکباره به پرتگاهی عمیق و ورطهای سیاه درغلتید و همه ذهن و خاطرههای گذشته را پاک شده دید و به جای زندگی، تبعید و به جای پیروزی و شعف پیروزی ، شکست و یاس را پیش روی خود دید.
یکی از دلایل اصلی گیرایی آثار محمود این است که هرچند او دربارهی مردم و سیاست مینوشت،به دنبال شعارهای کلیشهای نبود و مردم را بهانهی جارزدن عقاید خود نمیدانست ،زیرا او نویسندهای بود که به وحدت ادبیات و زندگی اعتقاد داشت و گرایش به مخاطب خاص و نخبه و بازیهای تکنیکی بیثمر و انتزاعات فردی را نمیپسندید.رئالیسم اساس کار محمود در نویسندگی است،رئالیسم جزئی نگر و اجتماعی که از حیث جزئی نگری بین محمود با نویسندهی دیگر خطهی جنوب یعنی صادق چوبک نزدیکی خاصی وجود دارد. بیتردید تاثیر چوبک بر سبک داستان نویسی محمود را نمیتوان نادیده گرفت. جزئی نگری و پرداخت دقیق و مو به موی حوادث و شرایط در آثار این دو نویسندهی بزرگ و تاثیر گذار را میتوان میراثی از مکتب ادبی ناتورالیسم به شمار آورد. اما عامل تمیز دهندهی آثار محمود، فراتر رفتن او از دایرهی تنگ و محدود ناتورالیسم چوبکی و دست یافتن به رئالیسم اجتماعی- سیاسی کاونده و منتقدانه است. در حقیقت قهرمانهای محمود، بی اراده و اسیرسرنوشتی محتوم و تغییر ناپذیر، آنگونه که صادق چوبک اعتقاد داشت نیستند، بلکه عاصی و ناسازگار و شورشیاند و در پی تغییر شرایط پیرامونشان(همسایهها)، گیرم که این عصیان به سرانجام مثبتی ختم نشود(داستان یک شهر)، اما این امر سبب نمیشود که موضعی منفعلانه و حاشیهای اختیار کنند.
به هر حال سخن در باب آثار احمد محمود ونکات نامکشوف آنها بسیار است که در طول و عرض نوشتاری اینچنینی نمیگنجد.تنها راه پی بردن به این نکات بازخوانی دوباره و چند باره آنهاست و امید که از طریق بازخوانی این آثار که همچنان تازگی و طراوت خود را حفظ کرده اند جنبههای ناپیدای آثار محمود و اندیشههای انسان دوستانهی او بیش از پیش آشکار شده و مورد نقد و بررسی قرار گیرند.
ایمان عابدین
سلام و درود به همه عاشقان فرهنگ و هنر
خوشحالم که بعد از مدتها فرصتی دست داد تا در فضای مجازی جایی هرچند کوچک برای خودم دست و پا کنم تا بتوانم مسائل و مباحث مورد علاقهام را با یاران نادیده در میان بگذارم.امید که مطالب این وبلاگ که در زمینه موضوعات فرهنگی و هنری و بهویژه ادبیات و سینما خواهند بود مقبول واقع شود.مطالب این وبلاگ عمدتا" تولیدی است،در عین حال که از مطالب منتشره در منابع دیگر نیز با ذکر منبع استفاده خواهد شد. پیشاپیش آمادگی خود را برای دریافت انتقادات و پیشنهادات و همچنین آثار یارانم اعلام میکنم. حق نگه دار