تبليغاتX
همسایه‌ها

 

یکی از تازه ترین داستان هایم به نام حالا دیگر نه! را در سایت دیباچه بخوانید و نظر بدهید.لینک سایر داستان هایم در این سایت را هم به تدریج خواهم گذاشت.

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/02/30ساعت 12:5 بعد از ظهر توسط ایمان عابدین |

گزارش بیستم!

 

در روزهای پیش از برگزاری نمایشگاه امسال آن‌چه بیش از همه به چشم می‌آمد پررنگ‌ بودن حاشیه‌ها بود ،تغییر مکان برگزاری ، تحریم نمایشگاه توسط  تعداد زیادی از ناشران معتبر ، گمانه زنی‌ها در مورد کیفیت نمایشگاه بیستم و خیس شدن کتاب‌ها درست چند ساعت قبل از افتتاح از جمله این حاشیه‌ها بود و بالاخره بعد از آن‌همه بحث و جدل و جنجال ‌،نمایشگاه در روز دوازدهم اردیبهشت در محل مصلی افتتاح شد.اولین نکته‌ی قابل توجه در رابطه با نمایشگاه امسال همین مکان برگزاری آن بود ،یک ساختمان نیمه کاره با ظاهری نامناسب که به هیچ وجه درخور رویدادی فرهنگی با این همه سابقه و اعتبار نبود ،البته این مسئله نیز قابل ذکر است که حتی در صورت تکمیل ساختمان مصلی ،باز هم این مکان چندان به کار برگزاری نمایشگاه کتاب نمی‌آید.امسال از شور و حال همیشگی در بین بازدید کنندگان خبری نبود و استقبال از نمایشگاه هم برخلاف آمارهای مسئولین ِ برگزاری کمتر از سال‌های گذشته بود.اکثر غرفه داران حوصله‌ی چندانی برای پاسخگویی به مراجعین نداشتند و ناراحتی و بی میلی در رفتار و گفتارشان به چشم می‌آمد.متأسفانه امسال نمایشگاه مطبوعات که یکی از بخش‌های پر مخاطب سال‌های قبل بود برگزار نشد و فرصت دیدار چهره‌های سرشناس و گپ و گفتی هر چند کوتاه با آنان از دست رفت.نظم و انظباط نمایشگاه بیستم به مراتب در سطح پایین‌تری نسبت به ادوار قبلی بود،عمده ترین مشکل بازدیدکنندگان در روزهای آغازین نبود تابلوهای راهنما و دشواری پیدا کردن نشرهای مورد نظر بود که البته در روزهای میانی برگزاری تا حدودی این مشکل برطرف شد.خبر ممانعت از فروش آثار هدایت و فروغ و کریشنا مورتی و...هم از نکات جالب توجه و سؤال برانگیزی بود که البته هیچ‌گاه به‌طور رسمی نه تکذیب شد و نه تأیید.بخش ناشران خارجی هم رونق گذشته را نداشت که علت آن به عدم شرکت برخی از ناشران معتبر و نیز اختصاص  مکان نامناسب به این بخش برمی گشت.

البته امسال مسیرها و خیابان‌های منتهی به نمایشگاه بدون ترافیک و خلوت‌تر بود که در مورد آن دو فرض مطرح می‌شد:

یکی این‌که جابجایی محل نمایشگاه مثمر ثمر واقع شده و از بار ترافیکی کاسته بود و دیگر آن‌که استقبال کم مردم دلیل آن بود که در روزهای برگزاری نمایشگاه این دو فرض به ترتیب از سوی مسئولین برگزاری و مخالفین جابجایی نمایشگاه ابراز می‌شد.

در فضای باز غیر مسقف مصلی جای چندانی برای نشستن و استراحت کردن نبود و بر این اساس جدول‌‌های حاشیه‌ای مشتری زیادی پیدا کرده بودند ،چون چمن‌ اندکی هم که وجود داشت در اکثر مواقع خیس بود و در صورت خشک بودن هم بلافاصله توسط مأمورین وظیفه شناس آب پاشی می‌شد!!

در مجموع بیستمین دوره‌ی نمایشگاه  بین المللی کتاب تهران به خلاف دوره‌های پیشین چندان خاطره انگیز نبود و اگر تخفیف‌های ویژه‌ی نمایشگاه نمی‌بود شاید آمار استقبال کنندگان تأسف برانگیزتر هم می‌شد.یادمان نرود که بنا به گفته‌ی وزیر ارشاد دوره‌ی بیست و یکم نمایشگاه هم در محل مصلی برگزار می‌شود و ......

حق نگه دار

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/02/26ساعت 12:3 بعد از ظهر توسط ایمان عابدین |

با سلام و عرض پوزش

دلیل تأخیر در به روز رسانی وبلاگ سفر به تهران و بازدید از نمایشگاه بین المللی کتاب بود.ان‌ شاءالله به زودی گزارش مختصری از این سفر خواهم نوشت،این هم دست‌آوردی از سفر مذکور:

یک سبد انگور

وقتی ما فقر را میان خود تقسیم کردیم

یک سبد انگور ماند و دو سه سکه که در بازار

خرج نمی‌شد

چهره‌هامان را از عابران به هنگام عرضه سکه‌ها

پنهان کردیم

یاد دارم یک غروب جمعه بود

زندگی از کفش و تن پوش و دستان ما

فرسوده می‌شد

اما هنوز ما را باور داشت

ما فرسوده‌ی عشق بودیم و فقر

چه زود دانستیم

زبان مادری ما دردی را

دوا نمی‌کند

پس فقر را فراموش نکردیم

پس در آن سه شنبه‌ی بی باران

سه بار گفتم:

زندگی ببار.

راستی ما چرا باران را

فراموش کرده بودیم

و پالتوی بارانی را

در صندوق قدیمی مخفی کرده بودیم

می‌خواستیم خورشید را با تکه نانی

معاوضه کنیم

کسی خریدار نبود.

احمد رضا احمدی

مجموعه شعر ساعت ده صبح بود – نشر چشمه

 

+ نوشته شده در شنبه 1386/02/22ساعت 8:20 بعد از ظهر توسط ایمان عابدین |

جستاری پیرامون رابطه‌ی ادبیات و سینما

برای یافتن عناصر مشترک میان یک سلسله واژه‌های نوشته شده (مثل رمان) و یک سلسله تصاویر متحرک (مثل فیلم ) باید حرکت واژه‌ها یا تصاویر را بررسی کنیم وآن‌را بااشکال دیگر روایت که منطبق با سنت‌های شفاهی (اسطوره،افسانه،داستان‌های عامیانه،سرود‌های حماسی،سرگذشت قدیسان و قصه‌های پیش پا افتاده ) است در یک تقسیم بندی قرار ندهیم.سینما تا حدودی منشعب از هنر قصه گویی است (تمام فیلم‌های جیمز باند ساختاری شبیه به قصه‌های پریان دارند ) و تا اندازه‌ای از ادبیات عام قرن نوزدهم (داستان‌های حادثه‌ای،رمان‌های گوتیک،داستان های عشقی،رمان‌های فانتزی و رمان‌های اجتماعی) نشأت گرفته است.

 

ممتاز عبدالهی رسولی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 1386/02/08ساعت 1:12 قبل از ظهر توسط ایمان عابدین |

تقدیم به آندری تارکوفسکی

فردا مرگ امروز است

و امروز مرگ دیروز

و دیروز....

و فردا و امروز و دیروز

مرگ مرا گواهی می‌دهند

که فراموش کرده بودم

              مرگ        

                   بی نفس شدن نیست

                                     بی تو بودن است. 

 

ایمان عابدین

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/02/04ساعت 0:55 قبل از ظهر توسط ایمان عابدین |