تبليغاتX
همسایه‌ها

به کیومرث پوراحمد

خانه‌ی کودکی‌ام را

خراب کردند

من

یادگاری‌هایم را

که روی دیوار حیاط نوشته بودم

 می‌خواهم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/04/28ساعت 1:45 بعد از ظهر توسط ایمان عابدین |

کودک

که ماشه‌ی هفت تیر چوبی‌اش را چکاند

گنجشک کوچک کتاب قصه

افتاد روی فرش

و هیچ کس تعجب نکرد.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/04/28ساعت 1:44 بعد از ظهر توسط ایمان عابدین |

پیش‌گویی‌های هراس آلود یک انسانِ نگران

یادداشتی بر رمان « 1984» اثر جورج اورول

رمان1984بازتاب دهنده‌ی نگاه غم‌ناک و پر ازتردید جورج اورول(خالق قلعه‌ی حیوانات) به سرنوشت انسان، تحت لوای حکومت‌های توتالیتر و تک صدایی است. در دنیای نیمه خیالی- نیمه واقعی رمان( که مابه‌ ازاءهای بیرونی فراوانی دارد)جهان به سه ابرقاره تقسیم شده است: اقیانوسیه، اروسیه و شرقاسیه. وینستون اسمیت( شخصیت محوری رمان) کارمند معمولی اداره بایگانی لندن در اقیانوسیه است.قوانین « اینگساک »* در سرتاسر قاره حکم‌فرماست.« ناظر کبیر » رهبر « حزب » و حاکم بلامنازع تمام قاره است،به هر طرف که رو می‌کنی تصویر ناظر کبیر را می‌بینی:« ناظر کبیر تو را می‌نگرد ».در دنیای ساخته و پرداخته‌ی حزب، خفقان و سانسور و جعل و تحریف امری عادی است.

ایمان عابدین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/04/21ساعت 10:37 قبل از ظهر توسط ایمان عابدین |

جستاری درباره‌ی سینمای اجتماعی ایران

 

سینمای اجتماعی پیش از انقلاب به تمام معنا در جبهه‌ی اعتراض قرار داشت و این چیزی جز بازتاب شرایط خاص نبود.فیلمفارسی که هر چند نامش برآمده از شرایط آن زمان است اما به معنای ابتذال،رویاسازی و سهل انگاری هنر و سینما حضور همیشگی دارد،در واقع سیاست خاص آن دوران را منعکس می‌کرد که می‌خواست جامعه را خنثی،هنر فیلم را بی اثر و در دراز مدت با تبدیل به کاریکاتور انواع نسخه‌های هندی و ایتالیایی و...فیلم تولید شده در ایران را به تمام معنا با جامعه بیگانه سازد.

 

ممتاز عبدالهی رسولی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/04/14ساعت 8:34 قبل از ظهر توسط ایمان عابدین |

قبل از این‌که سر اسب عزیزشو ببرین یه کم آب به زبون بسته بدین. امضاء. پدر خوانده

به پدرم که عاشق فیلم پدر خوانده است.

 

اولین قسمت از سری فیلم‌های سه گانه‌ی پدر خوانده (The Godfather) در سال 1972 به کارگردانی فرانسیس فورد کوپولا براساس داستانی از ماریو پوزو ساخته شد(1 ). مارلون براندو بازیگر افسانه‌ای تاریخ سینما برای بازی در این فیلم در نقش دون ویتو کورلئونه رییس ایتالیایی تبار یک خاندان مافیایی برنده‌ی جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد شد، اما در اعتراض به عملکرد دولت امریکا در قبال سرخ‌پوستان بومی این کشور از پذیرفتن جایزه سر باز زد و دختر سرخ‌پوستی را به‌جای خودش به مراسم اسکار فرستاد(2 ). یکی از تأثیر گذارترین فصل‌های این فیلم ماندگار فصل کشته شدن اسب شخصیت کارگردان هالیوودی است. برای توضیح دقیق این صحنه باید به صحنه‌های قبلی این حادثه‌ی خشونت بار فلاش بک بزنیم. سال 1945 است و مراسم عروسی کانی تنها دختر پدر خوانده ؛ هم‌زمان با این مراسم او به چند نفر از مراجعه کنندگانش پاسخ می‌دهد. یکی از آنها خواننده ای به نام جانی فانتین است که مدت‌ها زیر چتر حمایتی پدر خوانده بوده و حالا از دون ویتو درخواست می‌کند که زمینه را برای حضور او در یک فیلم سینمایی که فکر می کند باعث پیشرفتش خواهد شد ، مهیا کند. تام هیگان وکیل و پسر خوانده خانواده کورلئونه به عنوان نماینده پدر خوانده نزد آقای ولتز کارگردان هالیوودی می‌رود و درخواست پدر خوانده را برای واگذاری نقش اول فیلم به جانی فانتین مطرح می‌کند اما او می گوید که آن نقش هیچ وقت نصیب جانی نخواهد شد و تام هیگان پاسخ می‌دهد که اگر تقاضای اول پدر خوانده رد بشود تقاضای دومی در کار نخواهد بود. قبلا در نمایی از علاقه‌ی آقای ولتز به اسب گرانبهایش مطلع شده ایم. دوربین از حیاط خانه‌ی کارگردان هالیوودی با یک دیزالو به جلو حرکت می کند( 3) و پس از سه بار دیزالو کم کم وارد اتاق او می شود واینجاست که می‌بینیم آقای کارگردان ازخواب بیدار می‌شود و دست‌هایش را خونین می‌بیند و رد خون را روی تخت‌خوابش دنبال می‌کند و در این هنگام با سربریده‌ی اسب محبوبش که قصد کره گری از آن‌را داشت ، روبرو می‌شود. اواز وحشت دیدن این اتفاق سوررئالیستی(4 )سیزده بار بلند ضجه می‌زند و در ادامه، ضجه هایش دیزالو می‌شود به نمای نزدیک صورت دون ویتو کورلئونه معروف به پدر خوانده:

 « خسته که نیستی تام؟ »

 چند روز بعد دسته گلی از طرف جانی فانتین برای پدر خوانده فرستاده می‌شود که از او به خاطر پذیرفته شدنش در نقش اول فیلم تشکر می‌کند.

محمد امین عابدین

 

 

 (1)پدر خوانده قسمت اول(1972)، پدر خوانده قسمت دوم (1974) ، پدر خوانده قسمت سوم (1990).

(2)رابرت لینزی ،براندو: آوازهایی که مادرم به من آموخت ،فصل 54 ، ترجمه نیکی کریمی.

(3)dissolve یا همگذاری به معنای آمیزش تدریجی پایان یک پلان(نما) در آغاز پلان(نمای) بعدی که با برهم نمایی یک (ناپدیدی) بر یک (پدیداری) به اندازه های مساوی به دست می آید.

(4)سوررئالیسم ( واقعیت برتر ، که در ایران به نام فراواقعی گرایی شناخته شده است)جنبشی در هنر و ادبیات است که به صورت رسمی در نخستین بیانه ای که به سال 1924 توسط آندره برتون همراه سه تن دیگر به اطلاع عموم رسید ، آغاز شد. این جنبش ذاتا" فرانسوی بود و افرادی که این روش را را نخست تجربه کردند نظیر : برتون ، آراگون ، الوار، پره و سوپو همه فرانسوی بودند.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/04/07ساعت 3:6 بعد از ظهر توسط ایمان عابدین |