یادداشتی از ایمان عابدین بر مجموعه داستان «شهرزاد،قصه بگو!» نوشته محمد بهارلو در سایت دیباچه
پرواز
شاید ما
پیر شدهایم
ناخواسته و ناگهان
در شتاب زمانی
که نمیگذرد
شاید قلبمان را به یک ساعت کوکی
معامله کردیم
تا هر شب قبل از خواب
کوکش کنیم
و صبح با صدایش
بیدار شویم
و سر کارهایمان برویم
نه!
باور نمیکنم
نمیتوانم باور کنم
دستم
دستت را که میگیرد
دیگر
از همهی جهان کنده نمیشوم
و پرواز نمیکنم
به ماوراء واقعیت و رویا
بگذار امشب
ساعتمان را کوک کنیم
به زمانی که هیچکس
از رازش آگاه نیست
جز من و تو
شاید صبح
که از خواب بیدار شویم
دست در دست هم
به زمانی بی زمان
پرتاب شده باشیم.
ایمان عابدین
داستانهای خط رو خط و تاریک روشن اثر ایمان عابدین را در سایت دیباچه
بخوانید.
برای تنِ مثله شدهی «مصطفی كرمی»

« مصطفی کرمی» تصویربردار فیلمهای مستند و کوتاه، حدود 20 روز پیش هنگام تصویربرداری فیلم كوتاه «كاغذ باد» به تهیهكنندگی حوزه هنری استان گلستان دچار حادثه برق گرفتگی شد و بر اثر این حادثه در حالی که مسئولان اداره برق منطقه به گروه فیلمسازی اطمینان کامل داده بودند که هیچ خطری آنان را تهدید نمیکند؛ دو دست و انگشتان پاهایش را از دست داد.
مصطفی دانشجوی سینما در دانشگاه سوره است، جزو خانوادههای جنگ زده مهران و پدر هم ندارد.
بیمارستان مهر تهران را كه بلدید، خیابان زرتشت. اگر به اتاق 334 طبقه اول سری بزنید؛ جوان مثله شدهای را میبینید كه روزی تصویربردار سینمای كوتاه بوده است. جوانی كه تمام نسوج و ماهیچههای داخلیاش دچار پختگی شده است.
جوانی كه روی تخت بیمارستان دراز كشیده، ناله میكند و دردش بیشتر از آنكه به خاطر قطع دست و پایش باشد به خاطر هزینهی 100 میلیون تومانی بیمارستان است.
«مصطفی كرمی» اگر تا یك ماه و نیم دیگر بستری باشد و مورد جراحیهای ترمیمی قرار بگیرد بعد از این مدت اگر قادر به پرداخت هزینههای اعضای مصنوعی بود، میتواند از اندامهای مصنوعی استفاده كند.
متاسفانه طی 20 روز گذشته هیچكس مسئولیت این حادثه را نپذیرفته؛ حوزه هنری باوجود اینكه تهیهكننده این فیلم بوده و عملا پذیرش مسئولیت درمان مصطفی را به عهده دارد از پذیرش این مسئولیت امتنا كرده و طبق شنيدهها حسن بنیانیان رئیس كل حوزه هنری قرار است یك كمك 5 میلیون تومانی به درمان مصطفی كرمی اختصاص دهد!
و از طرفی واحد خبر حوزه هنری نیر امروز در خبری دیگر اعلام كرد:«محمدرضا خاكپور، مدیر حوزه هنری استان گلستان درباره این حادثه گفت: پس از وقوع این حادثه تاثر انگیز، حوزه هنری گرگان، در بیمارستانهای سطح استان، پیگیر كار درمان این هنرمند آسیب دیده شد و با ریاست دانشكده علوم پزشكی استان گلستان نیز رایزنی كرد تا كرمی به تهران منتقل شود.
او افزود: پس از بستری شدن این فیلمبردار در تهران، از حوزه هنری گرگان و از جانب دكتر بنیانیان، رییس حوزه هنری، نمایندگانی به بیمارستان اعزام شدند تا از نزدیك در جریان مراحل درمان و وضعیت جسمی وی باشند.
خاكپور در پایان یادآوری كرد: هر چند حوزه هنری گلستان به موجب قراردادی كه با مجری طرح فیلم «كاغذ باد» منعقد كرده، مسئولیت حوادث احتمالی را بر عهده مجری طرح گذاشته، با این همه، ما به دلیل تعهد اخلاقی، تمام تلاشمان را برای بهبود حال جسمانی این هنرمند مصروف خواهیم كرد.»
این خبر امروز در حالی در چندین خبرگزاری منتشر شد كه خانواده مصطفی كرمی صریحا اعلام كردند كه هیچ نمایندهای از طرف حوزه هنری تا به حال به دیدن مصطفی نیامده!
همچنین شب گذشته در خانه سینما جلسهای جهت پیگیری حادثه كرمی با حضور اعضای «انجمن فیلم كوتاه ایران» و سیدرضا میركریمی برگزار شد كه در اين جلسه قرار شد كمیتهای برای پیگیری ابعاد دیگر این حادثه، به استان گلستان سفر كنند تا ضمن تحقیق از حوزه هنری گلستان و برق منطقهای این استان، كل اسناد به دست آمده را در اختیار واحد حقوقی خانه سینما قرار دهند.
این كمیته به نمایندگی «انجمن فیلم كوتاه ایران» در حال بررسی برپایی همایشی با عنوان «ایمنی تولید در سینمای ایران» است كه تمام اصناف خانه سینما اعم از سازندگان فیلم كوتاه و سینمای حرفهای، در مورد بحث بیمه و ایمنی در سینما صحبت میكنند.
قابل ذكر است، نتيجه برگزاری اين جلسه به جز برپایی همایش «ایمنی تولید در سینمای ایران» توليد يك فيلم كوتاه راجع به مصطفی كرمی بوده است!
با شرايط موجود ظاهرا تنها راه كمك به «مصطفی كرمی» جذب كمكهای مردمی است. و يكی از اين راهها انتشار شماره حساب مصطفی در وبلاگهاست. به همين دليل من از تمام بلاگرها به ويژه روزنامهنگاران و سينمایینويسها خواهش میكنم شماره حساب مصطفی را در وبلاگهايشان منتشر كنند. البته قرار است برادر مصطفی به زودی يك شماره حساب ارزی برای جذب كمكهای خارج از ايران هم باز كند اما تا آن موقع خواهش میكنم كمكهایتان را به شماره حساب 210384448 بانك تجارت شعبه مهر كد 318 به نام «مصطفی كرمی» واريز كنيد.
به نقل از وبلاگ محسن فرجی
قرار بود بترسید!!؟
تحلیل کوتاه علت خندهی تماشاگران در هنگام تماشای فیلم پارک وی
پارک وی قرار بوده فیلمی متعلق به ژانر وحشت باشد(کارگردان روی ژانریک بودن فیلم تأکید زیادی دارد)،وحشتی که با خشونت همراه است و به واسطهی آن نمود پیدا میکند و نباید آنرا با فیلم دیگر کارگردان یعنی قرمز اشتباه گرفت،این دو شاید در ظاهر شباهتهایی به هم داشته باشند،البته فقط در ظاهرچون قرمز تریلری روانکاوانه بود که شخصیت پردازی و روابط علی و معلولی قابل قبولی داشت و جزئی نگری فیلمنامه و پرداخت حرفهای در موفقیت آن تأثیر به سزایی داشت....
ایمان عابدین
قضیهی ریاضی
نوشتاری سوررئالیستی از لوئیس بونوئل
اگر از نقطهای خارج یک خط صاف،خطی به موازات آن بکشیم،به یک بعد از ظهر آفتابی پاییزی میرسیم.
به واقع:
آسمان و همهی چشمهای آبی،رویای بی ماهی برکهها را منعکس میکنند و اینها نیز به نوبت،خوش خوشک،کاهلی بعد از ظهر را به حمام میبرند.
درختان کور در صفی آرام میگذرند و بر بالاترین شاخههاشان،برگی درخشان،خش خشی از طلا دارد.
خیابانها در فکر ترک شهر و رفتن به ییلاقاند،اما چنان کند که مسافران مرتعش در آفتاب،آنها را به سرعت پشت سر میگذارند.....