این یادداشت را سال گذاشته برای وب سایت دیگری نوشته بودم که با ویرایشی تازه به حضورتان تقدیم میکنم .
جایی در برزخ
یادداشتی برمجموعه داستان « چوب خط »اثر محسن فرجی
« چوب خط » دومین مجموعه داستان محسن فرجی پس از مجموعهی یازده دعای بی استجابت است که پانزده داستان را شامل میشود. در شش داستان از این مجموعه اثرات جنگ بر روی زندگی شهری مورد بررسی قرار میگیرد و نه داستان دیگر به مسائل مختلف فردی و اجتماعی میپردازند. درلابهلای داستانهای« چوب خط » نویسندهای خود نمایی میکند که گرایش زیادی به واقع گرایی ناب دارد و البته نیم نگاهی هم به مسائل فراواقعی. درحقیقت داستانهای « چوب خط » را میتوان به دو دستهی عمده تقسیم کرد: داستانهای واقع گرا و داستانهایی با رگههای فراواقع گرایی، با این توضیح که نگاه فراواقع گرایانهی فرجی در پیوند با مسائل واقعی قرار دارد و به شکل انتزاعی نیست. در داستانهای صرفا"واقع گرایانهی «چوب خط » فرجی نویسندهی توانایی نشان میدهد. شیوهی روایی این داستانها کاملا"عینی و بیرونی است. دیالوگهای ساده اما مؤثر، پرهیزاز فضاسازیهای بیهوده ویکدستی نسبی لحن از ویژگیهای بارز این دسته از داستانهای « چوب خط » محسوب میشود و آنها را تبدیل به برش زنده ای ازجامعهی معاصر کرده است. داستانهای« بابا »، « تو منشی آقای رییسی؟ » و بیشتر داستانهای ِ با محوریت جنگ ازنمونههای موفق این دسته هستند.
متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید.
چهرهی غمگین من؛نمونه هایی از داستانهای کوتاه آلمانی
ترجمهی تورج رهنما
نشر چشمه
یک پیشنهاد جذاب برای علاقمندان داستان کوتاه.این مجموعه شامل گزیدهی داستانهایی است که بین سالهای 1945 تا 1985 در کشورهای آلمانی زبان انتشار یافتهاند و در مجموع سی و پنج داستان از بیست نویسنده را در بر میگیرد؛از نویسنده های صاحب نامی همچون هاینریش بل،پتر هاندکه، ولفگانگ بُرشرت و پتر بیکسل گرفته تا نویسنده های کمتر شناخته شده(دست کم در ایران).یک ویژگی تقریبا" مشترک در این آثار ایجاز چشمگیر و نیز حضور سنگین جنگ در آنهاست.
نقل قولی از مترجم:
کوشیده ام که داستان برگزیده ،نمونهی مناسبی برای شیوهی کار نویسنده آن باشد و تا حد ممکن ارزش هنری وی را نشان دهد.
نقل قولی از من:
برخی از داستانهای این مجموعه ارزش چندبار خواندن را دارند،مثل پنج داستان هاینریش بل .نیازی به گفتن نیست که بل استاد مسلم داستان کوتاه است ؛زبان طعنه آمیز و دید طنازانهی او به هستی طرفداران زیادی در بین مخاطبان داستان کوتاه در سراسر دنیا دارد .
پدربزرگم
خانه اش را وقف کرد
که ثواب آخرت بخرد
مادربزرگم سکته کرد و مرد!
پدرم
چیزی برای وقف نداشت
توی اداره
وجدانش را وقف کرد
مادرم از وضع زندگی شکوه کرد!
من؟
من فقط شعر دارم برای وقف
که نه خیر دنیا دارد
و نه ثواب آخرت
حالا بگو
تو چه می کنی؟
پسر بومی جنوب
به بهانهی پنجمین سال آغاز زندگی ابدی احمد محمود
با مراجعه به سابقهی نویسندگی محمود مشخص میشود که کارش را با داستان کوتاه آغاز کرده است، اما راز ماندگاری شهرتش در ادبیات داستانی ایران را بیتردید در رمانهایش باید جست. پنج رمان که هر کدام بازتاب دوره های مختلفی از تاریخ معاصر هستند که خود نویسنده تجربه کرده است. ملی شدن صنعت نفت، کودتای 28 مرداد 1332و جنگ، بستر اصلی معروفترین رمانهایش یعنی همسایهها، داستان یک شهر و زمین سوخته را تشکیل میدهند.اساسا" سیاست و حواشی پیرامون آن در آثار محمود جایگاه مهمی دارد، امری که خود در جوانی به سبب آن چندین سال زندان و شکنجه را تحمل میکند، اما نکتهای که در این میان نباید دور از نظر داشت این است که سیاست در داستانها و رمانهای محمود، پیوندی انکار ناپذیر با زندگی دارد. در حقیقت سیاسی نوشتن ِ محمود، انتزاعی و منفصل از زندگی روزمرهی مردم کوچه و بازار نیست.
متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید.
بریدهای از شعر بلند«شعری برای جنگ»
اثر قیصر امین پور
میخواستم
شعری برای جنگ بگویم
دیدم نمیشود
دیگر قلم زبان دلم نیست
گفتم:
باید زمین گذاشت قلمها را
دیگر سلاح سرد سخن کارساز نیست
باید سلاح تیزتری برداشت
باید برای جنگ
از لولهی تفنگ بخوانم
- با واژهی فشنگ -
......
اینجا
گاهی سر بریدهی مردی را
تنها
باید ز بام دور بیاریم
تا در میان گور بخوابانیم
یا سنگ و خاک و آهن خونین را
وقتی به چنگ و ناخن خود میکنیم
در زیر خاک گل شده میبینیم:
زن روی چرخ کوچک خیاطی
خاموش مانده است
......
برگرفته از کتاب«گزینهی اشعار»
نشر مروارید