تبليغاتX
همسایه‌ها

مستأجر/ رولان توپور/ ترجمه‌ی کورش سلیم زاده/ نشر چشمه

نسخه‌ی به‌روز شده‌ی مسخ. رولان توپور با توی خواننده‌ی کتاب کاری می‌کند که ناگهان از همه آدم‌های اطرافت می‌ترسی و در پس خنده ها و نگاه های آن ها طرحی از توطعه می‌بینی. مستأجر رمان عجیب و غریب و فوق العاده ای است. اگر تا حالا آن را نخوانده اید وقت را از دست ندهید. کورش سلیم زاده هم با ترجمه دلچسبش شما را برای کشف این دنیای کابوس‌وار و خوفناک یاری می‌کند. شاید سلیم زاده هم یکی از همان همسایه‌های ناشناخته رمان باشد که می‌خواهد شما را به عنوان قربانی تازه، جانشین ترلکوفسکی بیچاره کند!

+ نوشته شده در شنبه 1387/07/27ساعت 5:3 بعد از ظهر توسط ایمان عابدین |

چنین گفت خیام...

هنگام سپیده‌دم خروس سحری

دانی که چرا همی کند نوحه گری

یعنی که نمودند در آینه صبح

کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/07/25ساعت 6:14 قبل از ظهر توسط ایمان عابدین |

پلنگی لنگم

 

امید

آهویی گریزان

جهان

جنگلی بی پایان...

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/07/18ساعت 6:11 قبل از ظهر توسط ایمان عابدین |

یانیس ریتسوس/ همه چیز راز است/ ترجمه‌ی احمد پوری

 صبح

پنجره را باز کرد. ملافه را روی هره پنجره انداخت، روز را دید.

پرنده ای در چشمانش خیره شد. گفت: « تنهایم ».

زیر لب گفت: « زنده ام ». وارد اتاق شد.آینه هم پنجره ای است

اگر از آن پایین بپرم، در بازوان خود جا می گیرم.

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/07/15ساعت 0:47 قبل از ظهر توسط ایمان عابدین |

 

دو شعر از من در جن و پری منتشر شد.

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/07/09ساعت 5:26 بعد از ظهر توسط ایمان عابدین |

برای حوصله ام

ظرف بزرگتری بیاورید

سر رفته و

هیچ نمی ایستد از رفتن

 

همه‌ی دار دنیا

طنابی بود

که عاشق چهارپایه‌ ای شکسته شد

و انتقام شکست

از ما گرفت

 

بگذارید عاشقان

خانه شان را روی ماه بسازند و

با ستاره ها همسایه شوند

                     از ما بی ستاره ها که چیزی کم نمی شود

 

چه قدربرای رسیدن مرگ

میان‌بر سا خته ایم!

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/07/02ساعت 6:30 قبل از ظهر توسط ایمان عابدین |