تبليغاتX
همسایه‌ها

 

همسایه ها دو ساله شد.

پ.ن: برگشتم از سفر...سلام.

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 7:19 قبل از ظهر توسط ایمان عابدین |

آسمان خراش‌ها

تن آسمان را زخمی می کنند

.

.

.

شاعری تنها

هر صبح

از نردبام رؤیا بالا می رود

و زخم‌ها را می‌بندد

که از آسمان شعرش

خون نبارد.

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/11/20ساعت 10:41 قبل از ظهر توسط ایمان عابدین |

 زیستن

 اما چه‌قدر می توان گفت که خسته می شود شاعر

آن‌گاه که مجبور است تنها با خود سخن بگوید

که دیده می شود اما چون دیگران نمی بیند

و نیز دیوانه می شود

وقتی به صبح تبعید حرف تقویم است

و راه که می رود تمام آتش ها به گرد جان او هستند

آن‌گاه که زندگی آمیزه ای از خون و حسرت است

و نمی تواند با جهان به سادگی کنار آید

و نمی تواند که قصه ها کند آسان

 چون ماه که هر شب ِ خدا تنهاست

یا پرنده ای که بر درخت در باران به رعشه هاست.

 هرمز علی‌پور / الواح شفاهی / انتشارات گیل

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/11/14ساعت 5:14 قبل از ظهر توسط ایمان عابدین |

تمام شب

خیالت را بغل کرده بودم

و خیس می شدم

از اشک خودم

 

صبح

که مرا با گیره ام

تنها گذاشتی

باد

اشکهایم را خشکانده بود.

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/11/06ساعت 10:37 قبل از ظهر توسط ایمان عابدین |