نه خرگوشم
که به خواب بروم
و قصه ام را بنویسند
نه لاک پشت
که آهسته و پیوسته
به مقصد برسم
گاهی در خواب می میرم
و هیچکس نمی فهمد
گاهی هرچه می دوم
به مقصد نمی رسم.
غواصی
ادبیات یعنی غواصی، و سیاست یعنی موج سواری.
اگر کسی به هنگام موج سواری پایش بلغزد، به قعر جهنم فرو می رود، به همبن خاطر اشتباه سیاستمداران سرنوشت یک ملت را عوض می کند. این است که در موج سواری و بر سطح ماندن همیشه منقبض مینمایی.
اما در غواصی حتا اگر مرواریدی صید نکنی، آن همه اسفنج و گیاه و ماهی می بینی. آن همه موج را شادمانه به بازی می گیری. البته مارماهی و برق ماهی و اره ماهی و کوسه هم ممکن است سر راهت سبز شوند، که باز هم در مقابل جستجو و کشف آن همه زیبایی و شگفتی و آزادی می ارزد.
از روزنوشت های عباس معروفی/ به نقل از حضور خلوت انس
خندیدیم و
به کوری چشم دنیا
به عشقمان
گرهی کور زدیم
سال هاست
هر چه دندان تیز می کنیم
باز نمی شود
این گره!